آخ . ما سگ مردمان كه وفا مي كنيم عين سگ .
آن شب زير باران بود كه رفتم و ... سالها گرشته بود از آن روزهايي كه قدم زنان از مدرسه جيم زده به سوي موزه هنرهاي معاصر مي دويدم از براي ديدن يك فيلم از آيزنشتاين يا هر گه ديگري .
اما امروز ديگر فرار نمي كنم از مدرسه به سينما براي فراموشي ، سينما را يافت كرده ام براي نابودي مدرسه. من مدرسه را ويران مي كنم امروز.
آن شب زير باران بود كه رفتم و ... سالها گرشته بود از آن روزهايي كه قدم زنان از مدرسه جيم زده به سوي موزه هنرهاي معاصر مي دويدم از براي ديدن يك فيلم از آيزنشتاين يا هر گه ديگري .
اما امروز ديگر فرار نمي كنم از مدرسه به سينما براي فراموشي ، سينما را يافت كرده ام براي نابودي مدرسه. من مدرسه را ويران مي كنم امروز.
